تو را می کشم
من تو را در کنار سایه ام می کشم، تو را آنچنان که هستی و پذیرفتم می کشم.
گاهی تو را پر رنگ گاهی تو را کمرنگ اما می کشم.
گاهی در خطی خطی ذهنم خط راستی از بودنت می کشم.
تو را بر خط های کف دستم می کشم که بند بند انگشتانم بند بودنت هست.
تو را بی حاشیه، صاف و سیقل میکشم ، تو را همچون نوری صاف بی شکست میکشم
من تو را بارها و بارها می کشم… .