امشب دلم تنگت بود
دنیا دنیا وصلت بود
امشب دلم صبور نبود
سنگ صبور من کی بود
امشب دلم تنگت بود
ستایشت کمم بود
قلم ب رنگت ریختم
جوهر به نامت زدم
از آسمانها که گفتم
از اون دنیا که گفتم
اینجور شد که گفتم
هفت آسمان ستاره
برق چشم تو نمیشه
هشت در بهشت فرشته
فرشته ی من نمیشه
قلبم برات میتپه
نفس ب نفس همدمه
غصه ی دلتنگیه من
با ستایشت آروم نشد
قصه ی دلتنگی من
با گفتتش تموم نشد
امشب دلم تنگت بود
تنگ ماهیه دلم کمم بود
دلمو باز سپردم
به همون که ازش می‌خواهمت
دلمو باز امید دادم
به همون که ناامیدم نمیکند
تا که رویات رو دیدم
خبر ز تو رو دیدم
که گفتی منو یادته
هرچی بشه فالته
دلم خوش شد ز یادت
دلم پر کشید با یادت... .