مرور صبح نیامده
وقتی که خاطرهایت بیشتر از خودت زندگی می کنند.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 1:15
توسط یه پسر خاطره ساز
|
انار
انار همون انار بود
همون رنگ همون بو و شاید داخلش همون مزه، نمیدونم. اما آیا این همون انار خونه ی عزیز هست؟ همونیکه هرسال پاییز به هر خونواده ای یک انار میداد و برای من همون سمبل پاییز بود. هربار که میرفتم هنوز نرسیده بود و واژه ی صبر شاید اونجا معنا میشد اما خب برای منه بچه صبر معنایی نداشت و خب مامان از بزرگیه حیاط عزیز و درخت های دیگه میگفت حالا شدن اتاق عقبه، اسم اتاقش عقبه بود چونکه عقب بود! به همین سادگی. حالا باید گالریمو چرتکه بزنم تا شاید بتونم عکسی از زمان حال ( حال یعنی پارسال دوسال سه سال پیش) پیدا کنم، پیدا می کنم!؟ نمیدونم. انار رو دیدمو…. .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 0:28
توسط یه پسر خاطره ساز
|