بوییدمش
بوییدمش ، همچو عطر اواخر تابستانی که از گلهای کوکب و گلایول در کوچه پس کوچه های بچگیم میپیچید . نفسم را عمیق تر کردم تا که در خاطرم حفظ شود بویش را ، که نه یکبار بار بل صدبار . آهسته تر اینبار پیوسته تر بوییدم هر تار مویش را تا که شاید تارو پودی از من شود تا که شاید دم من باز ، باز دمی شود. این همه از رایحه ها بوییدمو هیچ رایحه ی همچو تو نشد ، این همه از روان من پریش بشودو هیچ درمان من نشد . بگو عطار که رایحه درمانیم کند آنکه خود علت این پریشانیس... .
پ ن اول : گل کوکب و گلایل سفید ،در اواخر تابستان این گل های زیبا و معطر شروع به بلند شدن می کند ولی در اکثر مواقع ، در ماه سپتامبر این گونه گل بیشتر شروع به بلند شدن می کند.
پ ن دوم :
استفاده از بوها و روغنهای خاص برای رسیدن به یک میل فیزیکی یا حالت احساسی مطلوب یا کمک به درمان یک بیماری را رایحهدرمانی[۱] یا عطردرمانی میگویند
امضا 🦚