حیف
اینکه آدم فکر کنه ، چهره های آشنا ، ناآشنا میشن خیلی دلگیره ، وقتی توی اینستا بچه های دبیرستان رو میبینم میگم این ها کی هستند؟ این عدم شناخت ، این بیگانگی دردمندم میکنه و یا شاگردهام ک زمانی نوجون بودن حالا برا خودشون آقایی خانومی شدند میگم چقدر بزرگ شدن و ناآشنا، حالا این ویروس درد شده ترس ، آشناهامو ک میبینم میترسم روزی دیگه مث الان باهم هم خور نباشیم… من حاله گذشتمم ، پس اینده حال ام رو میبینم ، تهش حیف ک انکار ناپذیره… .
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:4
توسط یه پسر خاطره ساز
|