در آستانه ی پیری
میگن اگه از موهای سیفیدتو از ریشه بکنی بیشتر و بیشتر میشه...
آبی بود مثل آسمان که " پارسیان او را آسمان نام کردندیعنی ماننده ٔ آس از جهت حرکت او که گرد است" و این روز و شب برای من می گذشتن همچون آسمان ... .
رویاهام که سبز بودن می رویند و می رویند و باز و دوباره می رویند .... .
و کابوس هایم قرمز ، به رنگ خون در سفیدیه چشم هایم، به قولی " نه خواب راحتی داشتم نه مایلم به بیداری" ... .
و هزاران احساس با هزاران طیف رنگیه متفاوت
حالا میبینم سفید شدن این موهایم حکایت نبودن همه ی این طیف های رنگیس از آبیه روزهای رفته ام تا سبزی رویاهای پژمرده ام و کابوس های قرمزم ... .
پ ن : رنگ سفید با ترکیب رنگ های دیگر به وجود نمی آید، بلکه به معنای عدم وجود رنگ هاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 23:20 توسط یه پسر خاطره ساز
|