بیا
مث آبی به آینه
یا که برگی به سبزینه
یا که حلقه های انگشتری
یا قمرهای مشتری
یا که آتش به زرتشکده
یا که سایه به نورکده
یا که موجی به هر ساحلی
یا که معبدی برای هر کاهنی
یا جامه ای برای تنی
یا که کافری برای بتی
یا که تاریکی برای شبی
یا که نوری برای روشنی
یا که تو برای منی
یا که من برای تویی
من و تو بهم محکومیم
جز این نیست که بهم مشروعیم
یا که باهم مسروریم
یا کی بی هم مسدودیم
پس بیا تا که من ما شویم
در یک مسیر همراه شویم
پس بیا تا که فرد من زوج شود
تا که تاس من شیش شود
پس بیا تا که بخت من خوش شود
تا که ستاره ی من روشن شود