در لحظه منجمد شدم، حال دیگر حال نبود، خونده بودم گذشته قشنگه اما باورش نکنم، خونده بودم به گذشته برم اما توش نمونم! حالا زمان میکذرد و من گذاشتم بگذرد... .

پناه میبرم به علیرضا آذر : رو زندگی منجمد سر خوردم و افتادم، یه تیکه ی گنده از عمر رفته قیچی شد