چهره
برداشت اول از نگاه "من" چهره ها براساس حسم به افراد ، زیبا و زشت می شوند و یا حتی خنثی ،شده اینکه عکس های قدیمی فردی رو میبینم و میگم چقدر این شخص رو نمیشناسم و یا حسی بهش ندارم و خب این فقط برای من نیست خیلی ها همینطوری هستند .
برداشت دوم از "امانوئل لويناس" : چهره صاف و قائم است، چهره بدون دفاع و پوشش صاف در معرض حمله ايستاده است. پوست چهره عمدتا عريان و مستمند است. چهره بيش از همه عريان است، اما با برهنگیاى عفيف و با وقار. چهره در عين حال بيش از همه مستمند و بينواست؛ نوعى فقر ذاتى در چهره وجود دارد؛ تلاش آدمى براى مخفى كردن اين فقر با قيافه گرفتن، با ادا درآوردن، مؤيد همين نكته است. چهره بیحفاظ و در معرض تهديد است.
برداشت سوم از فیلم "the face of another" هست که در مورد پوشاندن چهره هست که یکجور نشانه ی تواضع در برابر خودستایی هست.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 15:50
توسط یه پسر خاطره ساز
|