فراموشکاری
آدمها چه احمقانه فراموش کارند. آری ای دل تو که ، آسمان و زمین را گواه میساختی که دل ندهی اینچنین یادت رف. آری ای امید ، تو که روزگاری به ناامیدی سپری کردی اینچنین یادت رف که همچنان امید داشته باشی... .
نمیدانم کدام مسیر این حماقت میلنگد ، که صدبار ،بازهم همان تکرار مکررات.. .
پس چه شد اون وعدو وعیدهای خود ساخته و بخورد خود داده؟! پس چه شد اون خطو نشون های علم کرده بر کف دستانت؟ یک اینبارو دو اینبارو صد اینبار... .
خوب یا بدش با شما... .
منکه از این جهان...(هیچ بماند از این سه نقطه بیادگار)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 1:16
توسط یه پسر خاطره ساز
|