ارتباط خاصی با عکسها پیدا میکنم، درست مث روز اولی که عکسش را میبینم یا درست مث روز دومی که عکسش را میگیرم . روز اولی با عکسش صحبت میکنم ، روز دومی با خودش... روز سومی که عکس دوتایی میگیریم حالا باهم عکسهامونو میبینیم. روز چهارم به عکس اول که نگاه میکنم اورا غریبه میبینم و امروزش را آشنا تر و قشنگتر... روز پنجم اورا همچو خود میبینم در هر عکسی. روز ششم شد رنگ هر عکسی باخت یا که من باختم فرقی نداش... . روز هفتم ،عکس هفتم یا عکس اول فرقی نداش هر دو بودند یکی برای من، یک غریبه مث هرکسی.. .