صدای گریه ها تویه گوشمه ، گریه های پشت تلفن . انگار این گریه ها یتیم تر هستند چون نه دستی هس برای پاک کردنشان و نه شانه ای برای خیس شدن . صداها در چشمانم میپیچند و حلقه میزنند کنار هم و سرازیر میشوند... .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 3:17
توسط یه پسر خاطره ساز
|