ما واسه عادم های بی ارزش
ارزش گماشتیم درست به همون چیزی که نیازش داشتن!!

هی... . :)


ما ارزش میگزاریم به دوستیمون

ما ارزش میگزاریم به رابطمون

ما ارزش میگزاریم به خودمون

ما ارزش میگزاریم به ...

اما افسوس که اسمشو میزارن شکستن غرور!!

در بند

 شدم مث یه عادم خسته که دستشو پاهاشو با زنجیر به چندتا چیز بستن تا نتونه به انچه میخواهد برسه

که

نه پر پرواز نه نای فرار نه زور گریز داره

و انچه که میخواد داره دور دورتر میشه

در بنده زنجیره

زنجیری که خودش ساخته شاید!!

اما حالا انگاری دیگه دیر شده خیلی

باید بشینه تا زمان رهایی واقعی  روحش برسد

و اوج بگیرد... :)



من اگه از کسی خوشم نیاد انقدر تو ذهنم کاراشو مرور میکنم تا ازش بدم بیاد

وقتی بدم اومد دوباره همون پرسه رو ادامه میدم تا ازش متنفر شم

این داستان انقدر ادامه داره که کلا بیزار شم ازش